تولد الیگارش‌ها و اسارت کاراته!

کاراته ایران امروز با یک پرسش جدی روبه‌روست: آیا فرصت‌ها و منابع این رشته بر اساس شایستگی توزیع می‌شوند یا شبکه‌هایی محدود، به‌تدریج در حال تبدیل شدن به صاحبان قدرت‌اند؟

 

به گزارش کاراته نیوز و به نقل از صفحه ورزشی،الیگارش‌ها یک‌شبه متولد نمی‌شوند.از جایی آغاز می‌شوند که رابطه جای ضابطه می‌نشیند، اعتماد به انحصار تبدیل می‌شود و وفاداری شخصی از شایستگی حرفه‌ای مهم‌تر می‌شود.

درچنین ساختاری،چندچهره ممکن است مدام درموقعیت‌های مختلف تکرارشوند؛ درتصمیم‌ها،سفرها،فرصت‌هاوحلقه‌های مدیریتی.نه الزاماً به دلیل تخلف،بلکه به دلیل شکل‌گیری شبکه‌ای که اعضای آن،آگاهانه یاناآگاهانه،یکدیگر راتقویت می‌کنند.مشکل ازجایی جدی می‌شود که مربی به جای پرسیدن«چه کارنامه‌ای دارم؟»ناچار شودبپرسد:

«باچه کسی هستم؟»

 وقتی منتقد هزینه می‌دهد وتأییدکننده فرصت می‌گیرد؛وقتی دسترسی به قدرت ازعملکرد مهم‌ترمی‌شود؛وقتی منابع وفرصت‌ها درحلقه‌ای محدود می‌چرخند،دیگر نمی‌توان مسئله راصرفاً به چند انتصاب یاتصمیم مدیریتی تقلیل داد.

اینجا با یک فرهنگ مواجهیم؛ فرهنگ بازتولید قدرت.

اسارت کاراته نیز الزاماً با دستور و تهدید اتفاق نمی‌افتد؛ گاهی با وابستگی، گاهی با امتیاز، گاهی با حذف تدریجی از فرصت‌ها و گاهی با سکوتی که از ترسِ هزینه‌های نقد شکل می‌گیرد.

 *اما مسئله اصلی، پیدا کردن «الیگارش‌ها» نیست.*

مسئله، سازوکاری است که می‌تواند الیگارش تولید کند. اگر رئیس عوض شود اما حلقه‌ها باقی بمانند، اگر عنوان‌ها تغییر کنند اما مسیر توزیع فرصت‌ها همان باشد، تغییر افراد لزوماً به معنای تغییر ساختار نیست.

راه برون‌رفت، حذف آدم‌ها نیست؛ شفافیت، پاسخ‌گویی، معیارهای روشن، گردش فرصت‌ها و تبدیل شایستگی به معیار اصلی تصمیم‌گیری است.

کاراته متعلق به هیچ حلقه‌ای نیست؛ متعلق به ورزشکار، مربی، داور، باشگاه و خانواده‌ای است که برای ساختن آن سال‌ها هزینه داده‌اند.

الیگارش‌ها در جایی متولد می‌شوند که قدرت بی‌رقیب بماند؛‌ و کاراته زمانی آزاد می‌شود که هیچ‌کس خود را صاحب آن نداند.

شاید وقت آن رسیده است به جای پرسیدنِ «چه کسی؟»

بپرسیم: «چه سازوکاری؟»

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا