پایتختگرایی در فدراسیون کاراته؛ وقتی استعدادهای شهرستانی حذف میشوند

کاراته ایران در سکوی اول آسیا میدرخشد اما در ساختار درونی فدراسیون، هنوز درگیر نگاه بسته و مرکزگرایانهای است که فرصت را از نخبگان مستعد استانها دریغ میکند. آیا زمان بازتعریف حکمرانی فرا نرسیده است؟
پایتختنشینها، همهکاره فدراسیون؟چرا در اکثر ساختارهای تصمیمگیر فدراسیون کاراته، سهمی برای شهرستانها نیست؟ از دبیر فدراسیون تا ریاست سازمان لیگ، از کمیته داوران تا… چهرههایی حضور دارند که سالهاست در تهران ماندگارند و چرخش مدیریتی در آن دیده نمیشود.جای تعجب نیست که چهرههای صاحبنام از استانهای قهرمانپرور، مانند فارس، اصفهان، کرمانشاه، آذربایجان، خراسان، گیلان و… سالهاست بیرون گود ماندهاند. انگار فدراسیون ملی، بیشتر از آنکه یک نهاد “ملی” باشد، به باشگاه بستهای از مدیران تهرانی تبدیل شده است.استعدادهایی که هرگز فرصت دیده شدن نمییابندشاید تعجبآور باشد اما آمار نشان میدهد حدود ۷۰ درصد باشگاههای کاراته فعال کشور در استانهای غیراز تهران هستند (منبع: سامانه فدراسیون کاراته، ۱۴۰۳). این یعنی بدنه اصلی توسعه، تولید قهرمان و تربیت مربی در شهرستانهاست. با این حال، چه تعداد از مدیران میانی و عالی فدراسیون از دل همین استانها برآمدهاند؟پاسخ روشن است: تقریباً هیچ.تبعیض ساختاری زمانی تلختر میشود که میدانیم بسیاری از مربیان و مدیران شهرستانی دارای تحصیلات دکتری، تسلط به زبان خارجی، رزومه بینالمللی و تجربه اجراییاند. اما فقدان رابطه، آنها را پشت درهای بسته تهران نگه داشته است.مقایسه با کشتی و تکواندو؛ الگوهای موفق چطور ساختار شکستند؟فدراسیون کشتی با مدیریت علیرضا دبیر، توانست «زیرساخت» را از تهران به استانها منتقل کند. خانه کشتی مشهد، همدان، خوزستان و فارس در سالهای اخیر جان گرفت. در تکواندو هم ساختار شبکهای از مربیان و داوران استانی شکل گرفته که در چرخه تصمیمسازی مشارکت دارند.
کاراته اما همچنان در مدار تهران و حومه قفل شده. نتیجه این وضعیت؟ حذف نیروهای با انگیزه، کاهش نوآوری و گسترش رکود مدیریتی.راهکارهای علمی و فنی برای شکستن این حلقه بسته۱. تدوین نظام ارزیابی ملی برای شناسایی مدیران مستعد در استانها۲. اجرای چرخش مدیریتی هر دو سال در کمیتههای تخصصی۳. ایجاد سهمیه مشخص برای مدیران استانی در ساختارهای تصمیمگیر۴. راهاندازی جلسات منظم برخط (آنلاین) برای مشارکت برابر تمامی استانها۵. ایجاد کمیته نخبگان غیردولتی از داوران، مربیان و مدیران شهرستانیفدراسیون ملی باید با همه ملت باشدتمرکزگرایی بیش از آنکه نشان از قدرت باشد، علامتی است از ضعف در اعتمادسازی و ترس از مشارکت جمعی. کاراته ایران اگر میخواهد در افق ۱۴۱۴ برند بینالمللی شود، نمیتواند تنها با اتکا به چند مدیر تکراری پایتختنشین راهی آینده شود.ایران فقط تهران نیست، و استعداد هم فقط در خیابان سئول جوانه نمیزند.در نتیجه، فدراسیون کاراته اگر جسارت اصلاح داشته باشد، میتواند نسل جدیدی از مدیران استانی را وارد بازی کند. کسانی که نه بر اساس رابطه، بلکه بر اساس شایستگی، رزومه و نگاه توسعهمحور میتوانند گرههای فعلی را باز کنند. تغییر، از دل توزیع فرصتها آغاز میشود.
