مدیریت تخصصی؛ گواه تاریخ در موفقیت کاراته ایران

به گزارش کاراته نیوز و به نقل از جهان ورزش کاراته ایران همواره زمانی در مسیر موفقیت بوده که مدیرانی از دل این رشته سکاندار فدراسیون شدهاند؛ مدیرانی که نه صرفاً به دنبال اداره تشریفاتی یک فدراسیون، بلکه بهدنبال ارتقای فنی، توسعه زیرساخت و مهمتر از همه حفظ و تقویت برند اجتماعی کاراته ایران بودهاند. حالا در آستانه انتخابات، کاراته یکبار دیگر بر سر یک دوراهی قرار گرفته است؛ انتخاب میان مدیران کاراتهای یا چهرههایی خارج از متن این ورزش
کاراته ایران در ادوار مختلف تاریخ خود نشان داده که هر زمان مدیرانی از جنس این رشته در رأس امور قرار گرفتهاند، هم در سطوح قهرمانی، هم در دیپلماسی ورزشی و هم در توسعه پایدار، دستاوردهای قابل دفاعی به ثبت رسیده است.
نمونه روشن این مسیر، دوره مدیریت حبیبالله ناظریان است؛ دورانی که به نوعی آغاز عصر طلایی کاراته ایران بود. کسب نخستین مدال طلای جهانی، سومی کومیته تیمی جهان، و قهرمانیهای بیسابقه در ردههای پایه جهانی، نقطه عطفی شد برای کاراته کشور.
پس از آن، با مدیریت علیرضا سمندر این مسیر تداوم یافت؛ دو طلای انفرادی در سطح بزرگسالان جهان، قهرمانی کومیته تیمی جهان، فتح سکوهای بازیهای آسیایی و تسلط بر مسابقات قارهای، برگ زرین دیگری به افتخارات کاراته ایران افزود.
اما هر زمان مدیریت به دست چهرههای غیرتخصصی و خارج از خانواده کاراته افتاده، نشانههای افول و بحران کمرنگ شدن برند کاراته ایران در سطح جهانی، بیش از پیش نمایان شده است. دورههایی که نه تنها از موفقیتهای فنی خبری نبود، بلکه بدنه اجتماعی کاراته هم دچار تزلزل شد.
تجربه دوره طباطبایی گویاترین مثال است. دورهای که افول جایگاه ایران در رنکینگ جهانی و آسیا، حاشیههای مدیریتی، بیثباتی در کادرهای فنی و داوری، و ریزش نگرانکننده سرمایه انسانی در بدنه باشگاهی و مربیگری کاراته، همه در یک بازه کوتاه به وقوع پیوست.
جالب آنکه، در نظرسنجیای که توسط پایگاه خبری “کاراتهنیوز” و با مشارکت بیش از ۳۰۰۰ نفر از اهالی کاراته انجام شد، ۸۰ درصد از پاسخدهندگان خواستار سپردن مدیریت فدراسیون به چهرهای از دل کاراته شدند؛ پیامی روشن از جامعه کاراته به تصمیمگیران.
در نگاهی فراتر از ایران، در بسیاری از کشورهای صاحبنام در دنیای کاراته، این رشته توسط مدیرانی هدایت شده که از درون کاراته برآمدهاند؛ مدیرانی که از جنس ورزش بوده و به اقتضائات فنی، اخلاقی و اجتماعی کاراته اشراف داشتهاند. نتیجه نیز روشن است؛ توسعه مداوم، ثبات در قلههای جهانی، و حفظ هویت اصیل این رشته در عرصههای بینالمللی.
معالوصف، امروز کاراته ایران در آستانه انتخابی سرنوشتساز است. انتخاب میان یک مدیریت تخصصمحور، که میتواند برند آسیبدیده کاراته را احیا کرده و اعتماد از دست رفته را بازگرداند، یا رفتن به سمت نگاههای غیرتخصصی و صرفاً مدیریتی که بارها امتحان خود را پس دادهاند. تاریخ، بهترین داور است؛ و تاریخ کاراته ایران، با صدای بلند گواهی میدهد که موفقیت از دل تخصص و تعهد زاده شده است.



